الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

477

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

غنا و بىنيازى و توانگران شما اهل قناعتند و همهء شما اهل دعوت خداييد و شايستهء آنيد كه دعاهاى شما را بپذيرد ، يا دعوت او را شما پذيرا باشيد و پاسخ دهيد . « 1 » ( 1 ) امام باقر ( ع ) فرموده است : از پيامبر ( ص ) در مورد بندگان برگزيده پرسيده شد . فرمودند : كسانى هستند كه چون كار نيكو و پسنديده كنند شاد مىشوند و چون كارى ناستوده انجام دهند ، طلب آمرزش مىكنند و چون توانگر شوند سپاسگزارى مىكنند و چون گرفتار شوند شكيبايى مىكنند و چون خشمگين شوند ، گذشت مىكنند . « 2 » ( 2 ) امير المؤمنين على ( ع ) فرموده است : اگر بر بينى مؤمن با شمشير خود ضربه زنم كه مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت و اگر تمام نعمت دنيا را بر منافق بريزم كه مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت و اين ، بدان جهت است كه بر زبان پيامبر ( ص ) جارى شده و فرموده‌اند كه تو را مؤمنى دشمن نخواهد داشت و منافقى دوست نخواهد داشت . « 3 » ( 3 ) امام سجاد ( ع ) فرموده است : چون قائم ما قيام كند خداوند بيمارى و اندوه را از شيعيان ما برمىدارد و دلهاى آنان را همچون آهن استوار مىفرمايد و نيروى هر مرد از ايشان را برابر چهل مرد قرار مىدهد و آنان حكام و گزيدگان زمين خواهند بود . « 4 » ( 4 ) پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرموده‌اند : اى على ! شيعيان تو روز قيامت رستگارانند . و هر كس به يكى از ايشان اهانت كند به تو اهانت كرده است و هر كس به تو اهانت كند ، به من اهانت كرده است و هر كس به من اهانت كند ، خدايش به آتش دوزخ مىافكند و چه بد فرجامى است . اى على ! تو از منى و من از تو . و سرشت تو از روح و سرشت من است . شيعيان تو از بازماندهء سرشت ما آفريده شده‌اند . هر كس آنان را دوست بدارد ما را دوست مىدارد و هر كس آنان را دشمن بدارد ما را دشمن داشته است و هر كس به آنان مهر ورزد به ما مهر ورزيده است . اى على ! شيعيان تو با آنكه عيوب و گناهانى داشته باشند مغفور و آمرزيده مىشوند . اى على چون فرداى

--> ( 1 ) . اين روايت با اختلافات لفظى و كم و بيشىهايى ، حديث هشتم كتاب فضائل الشيعة صدوق است . به صفحات 10 و 11 چاپ اعلمى تهران مراجعه شود . م . ( 2 ) . در كافى ، ص 240 ، ج 2 ، به شماره 31 و به نقل از آن در محجة البيضاء ، آمده است . م . ( 3 ) . در صفحهء 1099 نهج البلاغه ، چاپ آقاى فيض الاسلام و در امالى شيخ طوسى ، ص 129 ، آمده است . م . ( 4 ) . در خصال صدوق با ذكر اسناد و از آن در بحار الانوار ، ص 317 ، ج 52 ، چاپ جديد ، آمده است . م .